ترجمه "hakken" به فارسی
خرد کردن ترجمه "hakken" به فارسی است.
hakken
verb
noun
neuter
دستور زبان
-
خرد کردن
verbIk heb veel aardappelen, geschild, gekookt, gehakt en gestampt.
من کلي سيب زميني رو وحشتناک پوست کندم و جوشندم و خمير کردم و خرد کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hakken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hakken" با ترجمه به فارسی
-
میتین · پاشنه · پاشنه کفش · کجبیل
-
گوشت چرخکرده
-
گوشت چرخ کرده
-
کفش پاشنهبلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن