ترجمه "halo" به فارسی
هاله, شادورد, شاهورد بهترین ترجمه های "halo" به فارسی هستند.
halo
noun
masculine
دستور زبان
-
هاله
noun properlichteffect
En je kan zien dat de halo van de bloedstroom
و می توانید ببینید که هاله جریان خون که قبل از درمان وجود داشته
-
شادورد
noun masculine -
شاهورد
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- شایورد
- طوق ماه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Halo
Halo (computerspel)
-
هاله ماده تاریک
astronomie
اضافه کردن مثال
اضافه کردن