ترجمه "handboeien" به فارسی
دست بند, دستبند بهترین ترجمه های "handboeien" به فارسی هستند.
handboeien
noun
-
دست بند
nounIk had plastic handboeien toen ik drie was.
وقتي 3 سالم بود ، دست بند پلاستيکي داشتم.
-
دستبند
nounIk ben nog nooit wakker geworden met handboeien om.
تا حالا دستبند زده از خواب بلند نشدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handboeien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "handboeien"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن