ترجمه "handschrift" به فارسی

دستنوشته, حرف, دستخط بهترین ترجمه های "handschrift" به فارسی هستند.

handschrift noun neuter دستور زبان

De kunst van het met de hand schrijven met een schrijfinstrument. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستنوشته

    Volgens sommige geleerden is het beeld dat wordt geschilderd, dat van het uitvegen van een handschrift.

    به نقل از برخی محققان، این عبارت کنایه از پاک کردن مطلبی دستنوشته بوده است.

  • حرف

    noun

    Een symbool dat een geluid of een woord voorstelt.

    In oude handschriften wordt deze naam voorgesteld door vier Hebreeuwse medeklinkers die getranscribeerd kunnen worden als YHWH of JHVH.

    این نام در دستنوشتههای باستانی با چهار حرف بیصدای عبری که میتوان آنها را به شکل ی ه و ه نوشت، آمده است.

  • دستخط

    noun neuter

    Volgens sommige geleerden is het beeld dat wordt geschilderd, dat van het uitvegen van een handschrift.

    به عقیدهٔ برخی از محققان، در اینجا کنایه از پاک کردن دستخط بوده است.

  • ترجمه های کمتر

    • دستنویسی
    • شخصیت
    • نسخه خطی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handschrift " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "handschrift" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "handschrift" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه