ترجمه "hangen" به فارسی
آویختن, آگستن, به دار آویختن بهترین ترجمه های "hangen" به فارسی هستند.
hangen
verb
دستور زبان
Zijn of blijvend opgehangen.
-
آویختن
verbToen de muren van Jericho instortten, zorgde ze ervoor dat haar familie beschermd werd door een rood koord uit haar raam te hangen.
وقتی که دیوارهای شهر اَریحا خراب شد او با آویختن طنابی قرمز از پنجرهٔ خانهاش خود و خانوادهاش را نجات داد.
-
آگستن
verb -
به دار آویختن
verb -
دار زدن
verbHet is goed om piraten op te hangen.
دار زدن دزد دریایی خوبه ، سنت جنگجویای اسكانديناوی قدیمه!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hangen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن