ترجمه "hard" به فارسی
صلب, مقاوم, پایدار بهترین ترجمه های "hard" به فارسی هستند.
hard
adjective
verb
adverb
دستور زبان
Van een persoon, ernstig, onvriendelijk [..]
-
صلب
adjective -
مقاوم
adjectiveIk heb je hard gemaakt.
تو رو مقاوم بار آوردم
-
پایدار
adjectiveIk denk dat we ons wat harde vragen moeten stellen: Kunnen we in 2030 de doelstellingen inzake duurzame ontwikkeling bereiken?
فکر میکنم باید چند سوال سخت از خود بپرسیم: آیا هیچ شانسی برای حصول اهداف توسعه پایدار تا سال ۲۰۳۰ داریم؟
-
ترجمه های کمتر
- seft
- سفت
- نرم نشدني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hard" با ترجمه به فارسی
-
آب سخت
-
دیسک سخت
-
کفال
-
فاصله نشکن
-
سختشامه
-
هارد باپ
-
ارزهای احتیاطی
-
علمی-تخیلی سخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن