ترجمه "hart" به فارسی
دل, قلب, مهر بهترین ترجمه های "hart" به فارسی هستند.
hart
noun
neuter
دستور زبان
Gespierd orgaan dat bloed door het lichaam pompt. [..]
-
دل
nounWat het oog niet ziet, het hart niet deert.
چشم نبیند، دل حرص نمیخورد.
-
قلب
nounsymbool [..]
Mijn hart is diep bedroefd vanwege de pijn die ze me heeft toegebracht.
قلب رو به درد مياره که ببينيم اون چقدر عميق بهتون آسيب زده.
-
مهر
noun
-
ترجمه های کمتر
- مهربانی
- del
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
HART
HART (protocol)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"HART" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HART در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hart"
عباراتی شبیه به "hart" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه گردش خون
-
بیماری قلبی-عروقی
-
بایپس قلبی ریوی
-
دل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن