ترجمه "havenstad" به فارسی

شهر بندری ترجمه "havenstad" به فارسی است.

havenstad noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر بندری

    plaats met aanlegplaats voor schepen

    Ik ben opgegroeid in een arbeiderswijk van de havenstad Turku.

    سرگذشت: من در محلّهای کارگرنشین در شهر بندری تورکو بزرگ شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " havenstad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "havenstad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه