ترجمه "heet" به فارسی
داغ, سوزان, گرم بهترین ترجمه های "heet" به فارسی هستند.
heet
adjective
verb
دستور زبان
Seksueel aantrekkelijk. [..]
-
داغ
adjectiveHet is te heet.
بیش از اندازه داغ است.
-
سوزان
adjectiveGelukkig hoefden we niet urenlang onder de brandend hete zon te lopen, omdat we een scooter hadden.
خوشبختانه موتور داشتیم و لازم نبود که زیر آفتاب سوزان پیاده به خانه برویم.
-
گرم
adjective's Zomers is het erg heet in Kioto.
تابستان هوا در کیوتو خیلی گرم است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heet" با ترجمه به فارسی
-
گرممه
-
اسم من ... است · اسمم ... ـه
-
گفته شدن
-
خاكه زغال نيمسوز · شعله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن