ترجمه "hek" به فارسی
حصار, حصار (حائل), دیوار بهترین ترجمه های "hek" به فارسی هستند.
hek
noun
neuter
دستور زبان
omheining, afscheiding [..]
-
حصار
noun neuterDe afbakening van een gebied.
Hij is van plan het hek op te eten vanavond.
در نظر دارد که برای شام آن حصار را بخورد.
-
حصار (حائل)
afrastering
-
دیوار
noun neuterIsraëlische man: Het hek heeft in feite een oplossing gecreëerd voor terreur.
مرد اسرائیلی: این دیوار، در اصل، یک راه حلی است برعلیه تِرور.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hek" با ترجمه به فارسی
-
هاشور · هاشور متقاطع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن