ترجمه "herstellen" به فارسی
درست کردن, بازساختن, بازیابی بهترین ترجمه های "herstellen" به فارسی هستند.
herstellen
verb
دستور زبان
terug werkend krijgen, repareren [..]
-
درست کردن
verbIk wilde niet eerder thuis komen voor ik het hersteld had maar ik kon het niet.
نمیخواستم تا وقتی همه چیزو درست نکردم بیام خونه و نتونستم
-
بازساختن
verb -
بازیابی
Omgekeerd, indien hij te laag wordt, zullen ze aarzelen om te registreren en zal de prijs zich herstellen.
بر عکس، اگر نرخ خیلی پایین بیاید، نوآوران تمایلی به ثبت نخواهند داشت و نرخ بازیابی میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herstellen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "herstellen" با ترجمه به فارسی
-
اغاز رونق اقتصادي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن