ترجمه "hoogte" به فارسی
ارتفاع, ارتفاع از سطح دریا, بلندی بهترین ترجمه های "hoogte" به فارسی هستند.
hoogte
noun
feminine
دستور زبان
de hoek tussen de horizontaal en een punt op een hoger niveau. [..]
-
ارتفاع
nounDie aan kabels naar een aanzienlijke hoogte werd gehesen.
در مورد يه اسب خواب ديدم که با سيم توي ارتفاع زياد آويزون بود.
-
ارتفاع از سطح دریا
-
بلندی
توضیحاتی درباره بلندی اجسام
Zoals alle bewegingen kent het hoogtes en laagtes.
این جنبش در برگیرنده تمام پستی بلندی های جنبش هاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoogte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hoogte" با ترجمه به فارسی
-
ارتفاع
-
نسبت تصویر
-
آگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن