ترجمه "hoorn" به فارسی

شاخ, بوق, کر بهترین ترجمه های "hoorn" به فارسی هستند.

hoorn noun masculine دستور زبان

Een hard groeisel van keratine dat uitsteekt vanaf de bovenkant van het hoofd van bepaalde dieren. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    anatomie

    Op de of andere manier, heeft hij een paar antilope hoorns aan zijn neus hangen.

    به طريقي ، شاخ گوزني به بيني او چسبيده است.

  • بوق

    noun

    Eenmaal in zijn aanwezigheid moet u op de hoorn blazen.

    به محض اينکه ديدينش بايد بوق رو به صدا در بيارين.

  • کر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سرو
    • هورن
    • کرنا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hoorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hoorn
+ اضافه کردن

"Hoorn" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hoorn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hoorn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hoorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه