ترجمه "host" به فارسی
میزبان, میزبان بهترین ترجمه های "host" به فارسی هستند.
host
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
میزبان
nounWachttijd verstreken tijdens verbinden met host op afstand
سعی اتمام وقت برای اتصال به میزبان دور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " host " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Host
-
میزبان
nounWachttijd verstreken tijdens verbinden met host op afstand
سعی اتمام وقت برای اتصال به میزبان دور
عباراتی شبیه به "host" با ترجمه به فارسی
-
میزبان تقویت (relay)
-
فایل میزبان
-
پروتکل پیکربندی پویای میزبان
-
میزبان زیرک (smart)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن