ترجمه "huid" به فارسی
پوست, چرم, pust بهترین ترجمه های "huid" به فارسی هستند.
huid
noun
feminine
دستور زبان
vel, de buitenste laag weefsel die het lichaam bedekt [..]
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن [..]
De huid zien bewegen over de spieren en over het bot.
باید لغزش پوست روی عضله روی استخون رو میدیدیم.
-
چرم
nounDe stugge huid is moeilijk te snijden, zelfs met een mes.
این چرم محکم را حتی با چاقو به سختی می توان برید.
-
pust
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Huid
-
پوست
nounDe Duivel antwoordde: „Huid voor huid, en al wat een mens heeft, zal hij geven voor zijn ziel.
ابلیس پاسخ داد: «پوست بعوض پوست، و هر چه انسان دارد برای جان خود خواهد داد.
تصاویر با "huid"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن