ترجمه "hulpmiddel" به فارسی
ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "hulpmiddel" به فارسی هستند.
hulpmiddel
noun
neuter
دستور زبان
-
ابزار
noun neuterAls laatste punt, welke hulpmiddelen voor nazoekwerk staan je ter beschikking?
به علاوه، ابزار موجود برای تحقیق را در نظر بگیرید.
-
اسباب
noun neuterWil je kleine hulpmiddelen doen, of toiletartikelen?
می خوای ترتیب وسایل کوچیکو بدی یا اسباب دست شویی ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hulpmiddel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hulpmiddel" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات پزشکی
-
فناوری یاری رسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن