ترجمه "ijsberg" به فارسی
يخكوه, یخکوه, کوه یخی بهترین ترجمه های "ijsberg" به فارسی هستند.
ijsberg
noun
masculine
دستور زبان
een zeer groot brok ijs dat in de zee drijft
-
يخكوه
noun masculine -
یخکوه
noun -
کوه یخی
En dat is zelfs nog niet de top van de ijsberg.
هِه، و این حتی نوک کوه یخی هم نیست.
-
ترجمه های کمتر
- آیسبرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ijsberg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ijsberg"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن