ترجمه "imam" به فارسی
امام, امام بهترین ترجمه های "imam" به فارسی هستند.
imam
-
امام
nounIk heb het over wat die imam en zijn vrouw in Caracas overkwam.
دارم راجع به بلايي که سرِ امام مسجد و همسرش توي کاراکاس رخ داد ، حرف ميزنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imam
-
امام
nounImam Ammar nam contact met ons op om je zaak te behandelen.
امام عمار باهامون تماس گرفت تا پرونده ی تو رو به دست بگیریم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن