ترجمه "immigrant" به فارسی
مهاجر ترجمه "immigrant" به فارسی است.
immigrant
noun
masculine
دستور زبان
-
مهاجر
noun masculineDe mankracht van miljoenen immigranten, de energie van steenkool, de ongebreidelde macht van olie.
ميليونها نيروي انساني مهاجر ، انرژي زغال سنگ ، انرژي بدون مهار نفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immigrant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن