ترجمه "in" به فارسی

در, اندر, درون بهترین ترجمه های "in" به فارسی هستند.

in adjective adposition verb adverb دستور زبان

-12. in (ruimtelijk) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun verb adposition

    Mijn dochter is van plan te trouwen in juni.

    دخترم درنظر دارد در ماه جون ازدواج کند.

  • اندر

    adposition
  • درون

    adverb

    Deze doos is leeg. Er zit niets in.

    این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • از
    • اندرون
    • تا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " in " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "in"

عباراتی شبیه به "in" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "in" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه