ترجمه "index" به فارسی

نمایه, فهرست, شاخص بهترین ترجمه های "index" به فارسی هستند.

index noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایه

    noun

    boek

    Een bijbelconcordantie is een alfabetische index van in de bijbel gebruikte woorden.

    این نمایه فهرستی الفبایی از بسیاری از واژههایی است که در کتاب مقدّس به کار رفته است.

  • فهرست

    noun

    Ik ga jullie enkele van de afzonderlijke stukjes van onze index tonen.

    می خواهم به شما چند بخش مجزا از فهرست مان را نشان بدهم.

  • شاخص

    noun

    Ik presenteerde een paar gendergelijkheid-indices, en een paar conclusies over de Arabische wereld.

    من چند شاخص برابری جنسیتی و نتایجی درباره جهان عرب ارائه دادم.

  • نمودار

    noun

    Tegelijk is de Pensioensrisico-index,

    و این در حالیه که نمودار ریسک بازنشستگی،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " index " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Index
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرست (پایگاه داده)

    database

عباراتی شبیه به "index" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "index" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه