ترجمه "indicator" به فارسی

شاخص ترجمه "indicator" به فارسی است.

indicator

Iets dat voor een indicatie zorgt, vooral trends.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخص

    noun

    Bij de radiologie waren dat nieuwe klinische indicatoren die mensen kunnen begrijpen.

    در مورد رادیولوژی، شاخص های بالینی جدیدی به دست اومده که انسان قادر به فهم اونهاست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indicator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indicator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "indicator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه