ترجمه "injectie" به فارسی

تزریق, انژکسیون, تابع یکبهیک بهترین ترجمه های "injectie" به فارسی هستند.

injectie noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزریق

    geneeskunde

    Het leek alsof één injectie van Calypsol op een of andere manier weken tegen stress beschermde.

    به نظر می آمد که یک تزریق کلیپسول آنها را برای هفته ها در مقابل استرس محافظت میکرد.

  • انژکسیون

    noun
  • تابع یکبهیک

    wiskunde

  • تزريق

    noun

    Ik heb jou een bescheiden injectie gegeven, en ik wachtte.

    من يه کم بهت تزريق کردم و منتظر موندم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " injectie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "injectie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "injectie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه