ترجمه "inkomen" به فارسی

درآمد, ورود بهترین ترجمه های "inkomen" به فارسی هستند.

inkomen verb noun دستور زبان

regelmatig verkregen som geld

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درآمد

    Ze heeft mij laten vallen, gewoon omdat ik een te klein inkomen had.

    او مرا ترک کرد خیلی ساده چون درآمد من کم بود.

  • ورود

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inkomen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inkomen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inkomen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه