ترجمه "installeren" به فارسی
نصب کردن ترجمه "installeren" به فارسی است.
installeren
verb
دستور زبان
-
نصب کردن
verbIk had camera's geïnstalleerd in een garage waar hij auto's jatte.
من براش تو یه گاراژ دوربین نصب کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " installeren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "installeren" با ترجمه به فارسی
-
نصب مجدد تصویر
-
برنامه جادویی نصب چاپگر شبکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن