ترجمه "instrument" به فارسی

ابزار, اسباب, ساز بهترین ترجمه های "instrument" به فارسی هستند.

instrument noun neuter دستور زبان

werktuig [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابزار

    noun neuter

    Mijn team wilde die instrumenten gebruiken en toepassen op academisch leren.

    تیم من میخواست این ابزار رو بگیره و اون رو در یادگیری آکادمیک به کار ببنده.

  • اسباب

    noun neuter

    Hij ziet eruit als een speelgoed, maar hij wordt gebruikt als instrument om eigenschappen van de kat te onderzoeken Hij is erg licht en elastisch.

    شبیه یک اسباب بازی است، اما واقعا به عنوان یک ابزارعلمی از آن استفاده شد تا خصوصیات پاهای گربه مورد بررسی قرار گیرد.

  • ساز

    noun neuter

    Een apparaat gebouwd of aangepast met het doel van muziek te maken.

    Dit is een bedreven musicus die een nieuw instrument uitprobeert.

    اين يه موسيقي دان ماهرِ که يه ساز جديد رو امتحان ميکنه.

  • منطوق الحكم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instrument " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "instrument"

عباراتی شبیه به "instrument" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instrument" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه