ترجمه "interface" به فارسی

رابط, رابط (رایانش) بهترین ترجمه های "interface" به فارسی هستند.

interface
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • رابط

    noun

    Je kan elk oppervlak gebruiken, elke muur in de buurt, als interface.

    شما میتوانید از هر سطحی, هر دیواری که اطراف شما است به عنوان یک رابط , استفاده کنید.

  • رابط (رایانش)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interface " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interface" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interface" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه