ترجمه "interval" به فارسی

بازه, فاصله, پارهخط بهترین ترجمه های "interval" به فارسی هستند.

interval noun neuter دستور زبان

tussenperiode [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازه

    wiskunde

    van wat we het petroleum interval zouden kunnen noemen,

    در بازه ای که ممکن است آن را بازه نفت بنامیم

  • فاصله

    Weet je, we moeten echt intervallen doen.

    ميدوني ، ما جدي بايد يکم فاصله بگيريم

  • پارهخط

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interval " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Interval
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    muziek

    Weet je, we moeten echt intervallen doen.

    ميدوني ، ما جدي بايد يکم فاصله بگيريم

عباراتی شبیه به "interval" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interval" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه