ترجمه "inwendig" به فارسی
درونی, داخلی بهترین ترجمه های "inwendig" به فارسی هستند.
inwendig
adjective
دستور زبان
In het lichaam.
-
درونی
adjectiveof waarbij de uitwendige en inwendige kenmerken niet bij elkaar passen
و یا بین بخش بیرونی و درونی وجود دارد،
-
داخلی
adjectiveJe hebt inwendige kwetsuren voor de rest van je leven.
تو برای همه عمر آسیبهای داخلی در بدنت خواهی داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inwendig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inwendig" با ترجمه به فارسی
-
پزشکی داخلی
-
ضرب داخلی
-
درون (توپولوژی)
-
زاویه نشست
-
فضای ضرب داخلی
-
انرژی درونی
-
خونریزی داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن