ترجمه "journalist" به فارسی
روزنامهنگار, ژورنالیست, خبرنگار بهترین ترجمه های "journalist" به فارسی هستند.
journalist
noun
masculine
دستور زبان
verslaggever, iemand die nieuwsfeiten publiceert [..]
-
روزنامهنگار
noun masculineفردی که در روزنامه مطلب می نویسد
Een van de dingen die ik moest leren als journalist was omgaan met mijn woede.
یکی از چیزهایی که باید بعنوان روزنامهنگار میآموختم این بود که با خشمم چه کنم.
-
ژورنالیست
noun masculine -
خبرنگار
nounEen paar weken later sprak ik met deze journalist.
کمتر از چند هفته بعد با خبرنگار گاوکر حرف زدم.
-
روزنامه نگار
nounIk was al vroeg een heel jonge activistische journalist.
تو اون سن خیلی پایین یه فعال و روزنامه نگار بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " journalist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن