ترجمه "juffrouw" به فارسی

دوشیزه, خانم, دختر خانم بهترین ترجمه های "juffrouw" به فارسی هستند.

juffrouw noun feminine دستور زبان

Een ongetrouwde vrouw. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    noun

    Het spijt me echt als ik u gekwetst heb, juffrouw Morland.

    واقعا پوزش می طلبم, دوشیزه مورلند, اگر من باعث پریشانی شما شدم.

  • خانم

    noun feminine

    Ik ben ongerust over uw broer en juffrouw Thorpe.

    من نگرانم در مورد برادر شما و خانم تورپ.

  • دختر خانم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زن
    • مادمازل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juffrouw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "juffrouw"

اضافه کردن

ترجمه های "juffrouw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه