ترجمه "kader" به فارسی

موقعيت, اجرايی, چارچوب بهترین ترجمه های "kader" به فارسی هستند.

kader noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقعيت

    noun
  • اجرايی

  • چارچوب

    noun neuter

    Eerlijk gezegd was het kader waarin je leefde toen nog erg eenvoudig.

    آن زمان چارچوب زندگی بسیار بسیار ساده و صادق بود.

  • کادر

    noun neuter

    Overzichtskader: In het kader aan het eind van elk hoofdstuk worden de inleidende vragen beantwoord.

    کادر مرور: در پایان هر فصل کادری وجود دارد که اظهارات آن پاسخ سؤالات مقدّماتی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kader" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه