ترجمه "kalm" به فارسی

آرام, بي صدا, خاموش بهترین ترجمه های "kalm" به فارسی هستند.

kalm adjective دستور زبان

weinig in beroering, zonder opwinding [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    Sereen, zelfbeheerst en vrij van opwinding vooral in tijden van stress.

    Op volle zee kan er een prachige, kalme oceaan zijn, glad als een spiegel.

    حال، اگر به دریای آزاد نگاه کنید، چه بخواهد همانند آیینه، یک اقیانوسِ زیبا و آرام باشد.

  • بي صدا

    adjective
  • خاموش

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kalm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kalm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه