ترجمه "kapitein" به فارسی

سروان, ناخدا, کاپیتان بهترین ترجمه های "kapitein" به فارسی هستند.

kapitein noun masculine دستور زبان

De persoon die het wettelijk gezag heeft over een zeegaand vaartuig.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سروان

    افسر جزء نظامی

    U, kapitein Jackson, bent voor mij van onschatbare waarde.

    تو ، سروان جکسون که ارزشت براي من ، فراتر از اونه که به سنجش بياد!

  • ناخدا

    noun

    Ik weet niet wat de kapitein doet, maar de stuurman is weg.

    ناخدا رو نمي دونم, ولي افسر کشتي داره دُم شو ميذاره لاي پاش و از اينجا ميره.

  • کاپیتان

    noun masculine

    Een kapitein is verantwoordelijk voor zijn schip en zijn bemanning.

    یک کاپیتان مسئول کشتی و خدمه آن است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kapitein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kapitein

Kapitein (rang)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سروان

    Kapitein (rang) [..]

    Kapitein, het geneesmiddel waarmee hij dat meisje drogeerde?

    سروان. چه دارويي به اون دختره داده بود ؟

  • ناخدا

    noun

    baas op schip

    Kapitein Vane gaf me zijn woord, dat mij niets zou gebeuren.

    ناخدا " وين " به من قول داد که اينجا بهم صدمه اي نميزنند.

عباراتی شبیه به "kapitein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kapitein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه