ترجمه "keel" به فارسی
گلو ترجمه "keel" به فارسی است.
keel
noun
feminine
neuter
دستور زبان
Het voorste gedeelte van de hals. [..]
-
گلو
nounanatomie
En ook de vitale punten raken, zoals de keel, en de gewrichten.
ميتونه به ارگان هاي حياتي بدن مثل گلو ، قفسه سينه و مفاصل ضربه بزنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "keel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن