ترجمه "keel" به فارسی

گلو ترجمه "keel" به فارسی است.

keel noun feminine neuter دستور زبان

Het voorste gedeelte van de hals. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلو

    noun

    anatomie

    En ook de vitale punten raken, zoals de keel, en de gewrichten.

    ميتونه به ارگان هاي حياتي بدن مثل گلو ، قفسه سينه و مفاصل ضربه بزنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "keel"

اضافه کردن

ترجمه های "keel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه