ترجمه "klaar" به فارسی

آماده, تمام, رو به راه بهترین ترجمه های "klaar" به فارسی هستند.

klaar adjective دستور زبان

in gereedheid gebracht, gereed [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آماده

    adjective

    De 50 vaten die er nog liggen zijn er niet klaar voor, omdat ze nog onstabiel zijn.

    ولی ۵۰تا بشکه ی اون داخل آماده انتقال نیستند ، چون ثبات ندارند.

  • تمام

    adjective

    in gereedheid gebracht, gereed

    Het was niet nodig geweest de bloemen water te geven. Net toen ik klaar was, begon het te regenen.

    لازم نبود گلهارا آب دهم. تا تمام کردم، باران بارید.

  • رو به راه

    adjective

    De gevleugelde vliegt door de nacht. Maar ik ben klaar.

    آغاز جنگ هوايي ، تمامشون رو بپرونيد امشب منو رو به راه ميکنه

  • محض

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klaar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klaar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klaar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه