ترجمه "klant" به فارسی

ارباب رجوع, مشتری, خریدار بهترین ترجمه های "klant" به فارسی هستند.

klant noun masculine دستور زبان

afnemer van een product of dienst van een leverancier [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارباب رجوع

    noun

    Carlo zegt dat hij vrijdagavond een afspraak heeft met een klant.

    کارلو ميگه جمعه شب با يه ارباب رجوع ملاقات داره

  • مشتری

    noun

    De klant heeft altijd gelijk.

    حق همیشه با مشتری است.

  • خریدار

    noun masculine

    Heb je een naam van de klant?

    اسم خریدار رو داری ؟

  • خريدار

    noun masculine

    Jessi, wil jij mijn eerste klant zijn voor het alterna-dance feest?

    جسي, ميخواي اولين خريدار بليطهاي من براي مراسم رقص باشي ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه