ترجمه "klauw" به فارسی

چنگ, دست, چنگال بهترین ترجمه های "klauw" به فارسی هستند.

klauw noun feminine دستور زبان

poot van een roofdier [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنگ

    noun common

    Soms klauwt hij zo hard dat z'n vingers gaan bloeden.

    گاهي اوقات انقدر محکم به زمين چنگ ميزنه که انگشت هاش خون ميان

  • دست

    noun

    Dat deel van het voorste ledemaat onder de voorarm of pols in primaten (inclusief mensen).

    Een andere keer redde hij een schaap uit de klauwen van een leeuw.

    یک دفعهٔ دیگر نیز او یکی از گوسفندان را از دست شیری نجات داد.

  • چنگال

    noun feminine

    We vonden dat je je klauwen niet nodig had.

    حس کرديم گربه کوچولو چنگال هاش رو لازم نداره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klauw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klauw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه