ترجمه "klein" به فارسی

كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "klein" به فارسی هستند.

klein adjective دستور زبان

van geringe grootte [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • كوچِک

  • کوچک

    adjective

    Overeenstemming doet iets kleins groeien, tweedracht richt iets groots ten gronde.

    هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.

  • خرد

    adjective

    Als we zouden willen, zouden we ze klein kunnen slaan.

    اگه بخوايم ، مي تونيم همشون رو خرد و خمير كنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • ریز
    • که
    • برنا
    • جوان
    • کوچولو
    • کوچِک
    • كوچك
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "klein"

عباراتی شبیه به "klein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه