ترجمه "kleren" به فارسی

لباس, پوشاک, جامه لباس بهترین ترجمه های "kleren" به فارسی هستند.

kleren noun دستور زبان

Alle bedekking ontworpen voor het dragen op het lichaam van een persoon.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لباس

    noun p

    Ooit was het de enige manier om kleren tegen het lichaam te laten passen.

    در جایی، به تنها راه نگه داشتن لباس روی بدن تبدیل شد.

  • پوشاک

    noun p

    Hun velden leverden geen goede oogst meer op, en zij hadden geen kleren voor de strenge winter.

    مزارع آنان دیگر پرثمر نبودند، و برای موسم سخت زمستان پوشاک کافی نداشتند.

  • جامه لباس

    noun p
  • رخت

    noun p

    ging zijn moeder naar de rivier om kleren te wassen en liet hem achter bij de buren.

    مادرش برای رخت شستن به کنار رودخونه رفته بود و او را به همسایه ای سپرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kleren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kleren" با ترجمه به فارسی

  • رخت · ردا · قالی · لباس · پارچه
  • لباس پوشاندن · پوشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "kleren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه