ترجمه "klinken" به فارسی

صدا دادن, صدا بهترین ترجمه های "klinken" به فارسی هستند.

klinken verb دستور زبان

een bepaald geluid voortbrengen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • صدا دادن

  • صدا

    noun

    Patiënten vertelden me dat deze twee hetzelfde klonken.

    من بیمارانی داشتم که بهم میگفتند این صداها عینا مثل هم هستنتد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klinken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klinken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klinken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه