ترجمه "knielen" به فارسی
زانو زدن ترجمه "knielen" به فارسی است.
knielen
verb
دستور زبان
op de knieën gaan [..]
-
زانو زدن
verbZe was slecht en te egoïstisch om te ondertekenen, dus heb ik die 11 jaar geknield en gebeden.
او یک زن خبیث بود خودخواهتر از این بود که امضا کند، خُب، من آن ۱۱ سال را به زانو زدن و دعا کردن گذراندم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knielen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن