ترجمه "knol" به فارسی
اسب, شلغم بهترین ترجمه های "knol" به فارسی هستند.
knol
noun
masculine
دستور زبان
verdikte plantenwortel.
-
اسب
nounZe hebben elk weekend wat met die knollen.
ميدوني, اونا هر هفته با اسب لعنتيشون اينکارو ميکنند.
-
شلغم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن