ترجمه "koe" به فارسی

گاو, ماده, ماده گاو بهترین ترجمه های "koe" به فارسی هستند.

koe noun feminine دستور زبان

een vrouwelijk rund, ook het vrouwtje van de grote zoogdieren als walvissen en olifanten [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    Vrouwelijk rund.

    Ik heb nog nooit een koe in het echt gezien.

    تا منون من یک گاو واقعی ندیدم.

  • ماده

    adjective noun

    De koeien zijn maar een keer per twee jaar vruchtbaar.

    فيل هاي ماده فقط هر دوسال يک بار بارور ميشوند

  • ماده گاو

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • گاوماده
    • مادهگاو
    • گا
    • گو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "koe"

عباراتی شبیه به "koe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "koe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه