ترجمه "kokkin" به فارسی
آشپز, پزنده بهترین ترجمه های "kokkin" به فارسی هستند.
kokkin
noun
feminine
دستور زبان
-
آشپز
nounIk kan't je aanbevelen, ik ben de beste kokkin van't eiland.
من اينو سفارش دادم من بهترين آشپز اين اطرافم
-
پزنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kokkin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن