ترجمه "koningin" به فارسی
فرزین, ملکه, شهبانو بهترین ترجمه های "koningin" به فارسی هستند.
koningin
noun
feminine
دستور زبان
De vrouw van een koning. [..]
-
فرزین
noun -
ملکه
noun feminineHij is niet meer gezien na de vloek van de koningin.
اون از بعد طلسم ملکه جايي ديده نشده.
-
شهبانو
noun feminineEn aldus overtuigden zij de koningin aangaande de dood van de koning.
و بدین گونه آنها دربارۀ مرگ پادشاه به شهبانو اطمینان دادند.
-
وزیر
noun feminineSoms is je koningin opofferen een briljante zet.
زمانی وجود خواهد داشت که از دست دادن وزیر ، کار بسیار عالی خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koningin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koningin
-
ملکه
noun propertitel
Koningin Mary, we kregen verontrustende berichten over één van uw hofdames.
ملکه مري ، خبر بدي در مورد يکي از نديمه هاتون براتون دارم.
تصاویر با "koningin"
عباراتی شبیه به "koningin" با ترجمه به فارسی
-
ملکه همسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن