ترجمه "koppeling" به فارسی
پیوند, رابط, کلاچ بهترین ترجمه های "koppeling" به فارسی هستند.
koppeling
noun
feminine
دستور زبان
een constructie die in een motor of voertuig mechanische krachten op een te onderbreken wijze overbrengt [..]
-
پیوند
nounDeze koppeling verwijst naar het einde van een reeks documenten
این پیوند ، به انتهای دنبالهای از سندها برمیگردد
-
رابط
noun feminineDe neurale koppeling is de sleutel tot alles.
رابط عصبي كليد همه چيزه
-
کلاچ
nounaandrijving
Druk de koppeling helemaal in.
اگه فقط يه ذره کلاچ رو بيشتر فشار بديد.
-
ترجمه های کمتر
- تطابق
- ریلبست
- لینک
- واسط
- کوپلینگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koppeling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "koppeling" با ترجمه به فارسی
-
پیوند مطلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن