ترجمه "koud" به فارسی
سرد, sard, سرما بهترین ترجمه های "koud" به فارسی هستند.
koud
adjective
دستور زبان
niet warm, fris, kil, koel [..]
-
سرد
adjectiveniet warm, fris, kil, koel
Het koude weer duurde voor drie weken.
هوای سرد تا سه هفته ادامه یافت.
-
sard
adjective -
سرما
adjectiveIk heb kramp in mijn been en ik heb het koud.
دیگه پاهام نا ندارن ، از سرما دارم یخ می زنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "koud" با ترجمه به فارسی
-
سرد · سرما
-
سیرک مرگبار
-
جنگ سرد
-
جنگ سرد
-
کولد فیوژن (انرژی هستهای)
-
سلاح سرد
-
بیرون سرد است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن