ترجمه "kroon" به فارسی

تاج, روکش دندان بهترین ترجمه های "kroon" به فارسی هستند.

kroon noun verb feminine دستور زبان

hoofddeksel dat door een [[vorst]] gedragen wordt [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاج

    noun

    hoofddeksel

    Het enige wat er tussen hem en de kroon staat, is mijn hoofd.

    تنها چيزي هم که بين اون و تاج پادشاهي وجود داره ، منم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kroon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kroon
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • روکش دندان

    tandheelkunde

    De uitgebreide putjes in het glazuur en de kroon duiden op een persoon van gevorderde leeftijd.

    حفره ي وسيع ميناي دندان و روکش دندان نشون ميده اين متعلق به يه شخص مسن ـه

تصاویر با "kroon"

اضافه کردن

ترجمه های "kroon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه