ترجمه "kruiden" به فارسی

فصل, موسم بهترین ترجمه های "kruiden" به فارسی هستند.

kruiden verb noun دستور زبان

specerij bij een gerecht doen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فصل

    noun
  • موسم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kruiden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kruiden" با ترجمه به فارسی

  • باروت · بارود
  • ادویه · اسپرم · سبزی · علف · گیاه · گیاه دارویی
  • باروت بیدود
  • تند
اضافه کردن

ترجمه های "kruiden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه